تبليغاتX
شهر من

شهر من

جایی برای اینکه خودم باشم...


 

*وقتی من خوبم یعنی خوبم.فهمیدی چی شد؟

هیچ هم لازم نیست دلایل خوب بودنمو یکی یکی بنویسم.شاید اصلا خوب بودنم دلیل نداشته باشه!شاید تازه توی شرایط سختی هم باشم ولی خوب باشم.مگه همه آدمها باید تو شرایط بد حالشون بد باشه؟شایدم تو شرایط  سخت نباشم.در هر صورت به خودم مربوطه داداش!!! اصلا هم ربطی به تو نداره .حالیته؟

**هر کی گفته توی جامعه انسانی تنازع بقا وجود نداره خوب گفته ! ولی غلط کرده.حتی توی جامعه انسانی هم عین جنگل هر کی قویتر باشه برنده س.فقط تعریف قوی فرق می کنه.

توی یک جامعه خر تو خری مثل ایران قوی بودن میتونه تزویر خفن ٬چاپلوسی٬ حماقت بیش از حد ٬ پولداری همراه با تزویر و خیلی صفات والای !!! دیگه باشه.توی سایر جوامع (غیر خر تو خر ) این کلمه میتونه به معنی داشتن روابط اجتماعی خوب ( و نه تظاهر ) و یا سرمایه دار بودن باشه.

تبصره:تزویر خفن می تواند این باشد که خودت را یک آدم دلسوز نشان بدهی و به خاطر دختر مردم تمام دوست دخترهاتو از لیست اورکاتت حذف کنی!!!در ضمن خیلی هم خودت را بچه + نشان بدهی .تاحدی که مردم بگویند:ار ار...

هیچ دقت کردین تو صف اتوبوس کسی برنده س که بتونه بقیه رو بهتر هول بده؟حداقل تو این شهر مقدس که اینجوریه.

سوال:اینجا شبیه کدام یک از جنگلها می باشد؟ (راهنمایی:خیلی خر تو خره )

*** حسن ختام برنامه با متن یک آهنگ فوق العاده از Natalie Imbruglia  بنام torn :

I thought I saw a man brought to life
He was warm, he came around like he was dignified
He showed me what it was to cry
Well you couldn't be that man I adored
You don't seem to know, don't seem to care what your heart is for
But I don't know him anymore
There's nothing where he used to lie
My conversation has run dry
That's what's going on, nothing's fine I'm torn

I'm all out of faith, this is how I feel
I'm cold and I am shamed lying naked on the floor
Illusion never changed into something real
I'm wide awake and I can see the perfect sky is torn
You're a little late, I'm already torn

So I guess the fortune teller's right
Should have seen just what was there and not some holy light
To crawl beneath my veins and now
I don't care, I have no luck, I don't miss it all that much
Theres just so many things that I can't touch, I'm torn

I'm all out of faith, this is how I feel
I'm cold and I am shamed lying naked on the floor
Illusion never changed into something real
I'm wide awake and I can see the perfect sky is torn
You're a little late, I'm already torn. Torn.

There's nothing where he used to lie
My inspiration has run dry
That's what's going on, nothing's right, I'm torn

I'm all out of faith, this is how I feel
I'm cold and I am shamed lying naked on the floor
Illusion never changed into something real
I'm wide awake and I can see the perfect sky is torn
I'm all out of faith, this is how I feel
I'm cold and I'm ashamed bound and broken on the floor
You're a little late, I'm already torn.

همین!

+ تاريخ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 1:32  توسط کتی  | 


 

شب ستاره را نفهمید 

 و باد آسوده از بین ابرها گذشت

چشم هایت بوی خستگی می داد

من در اوج این شب بی زمان نشسته ام

و ترانه های بی زوال سکوت را

به دست باد راه گم کرده می سپارم

ستاره من غروب کرد

من بوی آهن نمی دادم

بوی آهن نه ٬ بوی نفرین نه ٬ بوی گریه نه

من دستهایم بوی اطلسی می دادند

بوی آبرنگ

بوی مداد رنگی

وشب

همچنان زندگی مرا می پاید

و تمام شعرهایم را

روی سیاهی دستهایش می نویسد

و صبح می شود.

ترانه های کوچک خوشبختی

همچنان در رگهای من می دوند

و آدم ها

با بی مقداریشان

روی قلب من می نویسند : کجاست عشق؟

+ تاريخ دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 0:47  توسط کتی  | 


 

مرا تنها بگذارید

جایی بین نفس کشیدن و جان دادن

جایی بین زمین و آسمان

می خواهم کمی با خودم خلوت کنم

اینجا جای من نیست

مرا از این خواهش های بی مصرف بی اقبال جدا کنید

از این خستگیهای بی نفس و بی حوصله

من از تمام حروف "د و س ت ت د ا ر م " متنفرم

مرا به حال خودم بگذارید

فقط می خواهم زنده باشم

آزاد باشم

زن باشم

خودم باشم

و به تمام "دوستت دارم " های نفرت آورتان پوزخند بزنم!

+ تاريخ شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 23:22  توسط کتی  | 


 

*

  شنیدم شهرستانها حسابی بگیر بگیر شده . مانتو های کوتاه و تنگ و خوشرنگ هم که ارزون شده و یه سری بخشنامه هایی هم مثل اینکه داره به ادارات میره واسه اجرای فریضه نماز و این حرفا. جا داره که اینجا از آقایون و خانمهای تحریمی عزیز تشکر کنیم.

میخوام بدونم کی میان رژیمو عوض کنن؟ آخه میگفتن که اگه احمدی نژاد بیاد سر کار همه چی یه سره میشه.آره دقیقا داره یه سره میشه به نفع بعضیا.من منتظرم که هر چه زودتر عزیزان تحریمی که تا حالا گردن به هیچ ذلتی ننهاده اند! تشریف بیارن و این ملیت رو آزاد کنند!!خدا میدونه اینا چکار خواهند کرد.حاضرم امضا کنم که از طالبان بدتر میشه. خدا به دادمون برسه

*
*

 امروز یک ‍cd full album از pink floyd گرفتم .کلی حال داد.هم یاد ایام شد و هم از شعرهای قشنگش لذت بردم.یکی از آهنگهایی که خیلی دوست دارم wish you were here بود که متن شعرشو قبلن تو همین وبلاگ گذاشتم.خلاصه ..

*
*
*

 امشب با پریسا شام رفتیم بیرون .کلی هم خندیدیم.گر چه من یکی که درونم خون گریه می کرد.(خیلی غلو شد٬ نه بابا اینجوریام نبود ) . فقط داشتم فکر میکردم که من تمام این سالها زندگیمو واسه آدمایی گذاشتم که ارزششو نداشتن.

یادمه پارسال همین موقع ها چه شور و شوقی واسه فوق خوندن داشتم.درسته حالا هم میتونم بخونم فقط اون موقع انگیزه یک دوست خوب داشتم.کسی که واقعا فکر میکردم واسه من تا آخر عمر  یک دوست خوب میمونه.متاسفم که انقد ساده بودم و انقد راحت دروغای کثیفشو باور کردم..

*
*
*
*

دیگه اینکه دوستت دارم کوچولوووووووووووووو (حالا جماعت هر جور دوست دارن فکر کنن !)

یک دونه شعر خوراک امشب.شعری که مرحوم اخوان ثالث واسه مرحوم صادق هدایت( چه مرحوم تو مرحومی شد!) گفته.این لینکم یکی از دوستام بهم معرفی کرد .جای جالبیه کلی شعر توش داره.امشب رفتم ته و توشو درآوردم دیدم بد نیست.اسمش هست "آوای آزاد".حالا لینکشو میذارم که برین از همونجا بخونین.

روی جاده نمناک

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 0:49  توسط کتی  | 


 

بدترین چیز اینه که بازنده باشی

حتی اگه تو بازی شرکت نکنی

شاید شرکت نکردن خودش شکست باشه

نمیدونم

ولی اگه تو رو نداشتم چیکار می کردم؟

بازم حرفام واسه بعدا

فقط اینو داشته باشین.

 

ميگذرم از ميان رهگذران مات                        مينگرم در نگاه رهگذران كور

اينهمه اندوه در وجودم و من لال                    اينهمه غوغاست در كنارم و من دور

ديگر در قلب من نه عشق نه احساس            ديگر در جان من نه شور نه فرياد
 
دشتم اما در او نه  ناله مجنون                      كوهم اما در او نه تيشه فرهاد
 
هيچ نه انگيزه اي كه هيچم پوچم                   هيچ نه انديشه اي كه سنگم چوبم
 
همسفر قصه هاي تلخ غريبم                        رهگذر كوچه هاي تنگ غروبم
 
آنهمه خورشيد ها كه در من مي سوخت         چشمه اندوه شد ز چشم ترم ريخت
 
كاخ اميدي كه برده بودم تا ماه                       آه كه آوار غم شد و به سرم ريخت
 
زورق سرگشته ام كه در دل امواج                  هيچ نبيند نه ناخدا نه خدا را
 
 موج ملالم كه در سكوت و سياهي                ميكشم اين جان از اميد جدا را
 
مي گذرم از ميان رهگذران مات                     ميشمرم ميله هاي پنجره ها را
  
مينگرم در نگاه رهگذران كور                          ميشنوم قيل و قال زنجره ها را
 
 
همین(از فریدون مشیری) 

+ تاريخ یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 0:43  توسط کتی  | 


 

اول شیمای عزیزم ٬ بعد داداشیم ٬ بعد فرزانه جونم ٬ بعد رئیسم :) ٬ بعد شاگردام ٬ بعد بقیه دوستای گلم بهم گفتن که :

که چی؟

که تولدم مبارک

تازشم خیلی خوشحالم!

با فونت درشت نوشتمش چون دوستش دارم !

Celine Dion - The Greatest Reward

So suddenly, so strange
Life wakes you up, things change
I've done my best, I've served my call
I thought I had it all

So suddenly, so strong
My prejudice was gone
You needed me, I found my place
I'm different now, these days

Now the greatest reward
Is the light in your eyes
The sound of your voice
And the touch of your hand
You made me who I am

You trusted me to grow
I gave my heart to show
There's nothing else I cherish more
I stand by you for sure

Now the greatest reward
Is the love that I can give
I'm here for you now
For as long as I live
You made me who I am

So suddenly, it's clear to me
Things change
Our future lies in here and now
We made it through somehow

Now the greatest reward
Is the love that I can give
I'm here for you now
For as long as I live
You made me who I am

You made me who I am

راستی متن اون شعر فرانسوی که گفتم روبعدا  میذارم اگه کسی معنیشو میدونه بنویسه لطفا
+ تاريخ پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 11:25  توسط کتی  | 


 

من خوبم و از اینی که هستم بهتر هم میشم.

امسال تولدم از تمام تولدهای عمرم با ارزش تر بود.چون هم کادوهای خوبی گرفتم  هم اينكه زندگي جديدي رو شروع كردم.درسته كه خيلي سختي كشيدم.ولي دوباره مثل هميشه خودمو پيدا كردم.با خاطرات خداحافظي كردم و آدمهاي دور و برم رو گذاشتم تو ترازو.ديدم نه تنها تنها نيستم بلكه دوستايي دارم كه واقعا دوستم دارن.خانواده اي كه دوستم دارن و جالب تر از همه معلم ها وشاگرهايي كه دوستم دارن و دوستشون دارم.

توي شرايط بدي كه پشت سر گذاشتم دوستانم و شاگردها و همينطور معلم عزيز پيانوم خيلي هوامو داشتن.من حتي ذره اي احساس تنهايي نكردم.مطمينم كه همه اين چيزها بايد پيش ميومد تا من چشمامو باز كنم و ببيينم چه كسايي ارزش دارن و چه كسايي ندارن.

در ضمن ديگه عصباني نيستم.اصلا.تازه خوشحال هم هستم.با وجود اينكه ديشب يكي از سخت ترين شبهاي زندگيم بود الان به جرات ميتونم بگم كه خيلي خيلي خوشحالم.

واسه همه چيز ازتون ممنونم .

C'ESTPOUR VIVE نمیدونم این آهنگ celine dion  چه معني داره ولي با احساس الان من جوره!

+ تاريخ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 15:45  توسط کتی  | 


 

۱.اگه واسه هميشه ميرفتي خارج خيلي خوب بودا! البته منظورم خارج از زندگيه!احساس مي كنم به هيچ دردي نميخوري! شايدم به دردي بخوري!

  لاي جرز ديوار

۲.به قول شاعر:

            محتسب رند شد و فسق خود از یاد ببرد    قصه ماست که بر هر سر بازار بماند!

۳.باز هم شاعر می فرماید:(با حال من جور جوره):

   Baby

There should be laughter after pain

There should be sunshine after rain

These things have always been the same

So why worry now,why worry now

+ تاريخ شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 23:52  توسط کتی  | 


 این شعر نیست!

دیگر نمی خواهم کسی بغلم کند

دیگر نمی خواهم کسی بر سرم دست نوازش بکشد

چرا؟

چرا فکر می کردم تنها با تو خوشبختم

چرا باورم نمیشد که دستهای تو بوی دروغ دارد؟

من حتی از چرا گفتن هم دیگر خسته ام.

دیگر نمی خواهم تو با دستهای بیرحمت نوازشم کنی

من خوشبختم

و این را

حتی بچه گربه ها از لبخند های من می فهمند

من خوشحالم

که آنقدر خوب بودم

که تو را از قلب کوچک و تپنده ام بیرون کنم

من خوشحالم

که خوب بودم

که خوب هستم

من هنوز عاشق خودمم!

+ تاريخ شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 21:20  توسط کتی  | 


 برای ف.ا.

تو اشتباه می کردی رفیق!

زندگی زشتی نیست

عشق رنگ غم ندارد

و دیواری که من و تو را از هم جدا می کند

روزی ٬ جایی ٬ به آخر می رسد

من امروز

رنگ زندگی را در چشم هایم

که از گریه پف کرده بودند دیدم

دیدم که غم بد نیست

دیدم که گریه تلخ نیست

دیدم که هر بار که من گریه می کردم

پرنده ای کوچک در قلبم آواز می خواند

و تو می ترسیدی

...

اشتباه می کردی رفیق!

 

از سروده های شخص شخیص خودم!!

با تشکر از تو

که همیشه

همیشه

همیشه  برای من دوست خوبی بودی.

+ تاريخ شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 14:43  توسط کتی  | 


فعلا تنها چیزی که میشه نوشت:

آدم ها تا اطلاع ثانوی حتی ارزش فکر کردن ندارند.

حتی شما دوست عزیز!

+ تاريخ جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 2:10  توسط کتی  |