باورت نمیشه ؟ بیا ببین توی همچین شهری چطور کنار پسری که دوست دارم راه میرم و هیچ هم تظاهر نمیکنم که شوهرمه !! وچقدر هم احساس سبکی و خوشحالی میکنم. توی کشوری که هنوز سکس تابوئه بیا ببین من چطور از عشقبازیهام مینویسم بدون یک ذره خیال که کسی فکر بدی بکنه . ببین چطور هر روز دارم به جنگ تابوهایی میرم که اسیرم میکنن . نمیدونم شاید این مبارزه نیست . شاید من آدم ترسوئیم . شاید خودخواهم که از خودم مینویسم . ولی به اندازه توان خودم تلاش میکنم . شاید هم نه . به هر حال بازم عشقم میکشه . مطمئنن کسانی که اینجا رو میخونند هم عشقشون میکشه وگرنه خوب یک ضربدر کوچولو اون بالا گوشه سمت راست هست میبینی ؟ همون راحتشون میکنه .
عشقم میکشه هر جوری میخوام زندگی کنم . عشقم میکشه لحظه لحظه زندگیم رو ریز ریز کنم بریزم توی این وبلاگ . لحظه های عاشقانه نابی که دارم و برای کسی قابل تصور نیست . لحظه های ضعف و بیچارگی که داشتم و گذشت . لحظه های خشم و شادی و لذت رو . عشقم میکشه که این آخرین پست امسال رو طولانی بنویسم ! که از چیزهایی بنویسم که شاید خیلهامون فراموش کردیم . چیزهای کوچکی که شاید به ظاهر خیلی بی ارزش بیان ولی زندگی ما رو قشنگ میکنن . مثل لحظه های عشقبازی . مثل سیگاری که من کنار عزیزی میکشم و شرابی که با یاری میخورم . مگر زندگی به جز این چیز دیگه ای هست ؟ توی دنیای کوچک من ٬ دوست عزیز ٬ چیزی از دوستی و عشق و ابراز محبت مهمتر نیست . اگر همین عشق و دوستی به ظاهر کوچیک یادمون نمیرفت این همه جنگ و بدبختی نبود . اگر خلقت هدفی داشته باشه به نظر من همون لبخندیه که توی آغوش یک دوست تحویل میگیرم .
شاید من اشتباه میکنم . تو برو و افقهای جدید پیدا کن . شاید من هم روزی به نتیجه تو رسیدم . اما امروز و در همین لحظه عشقم کشیده به دنیا اعلام کنم که توی دنیای من ٬ هر چیزی که پیغامی از محبت و دوستی توش نباشه بی ارزشه . مبارزه بدون عشق ماشینیه ٬ مکتب بدون عشق قبول نیست ٬ فلسفه بدون عشق سطحیه ٬ هنر بدون عشق منفوره ٬ هر چیزی که توش ردی از یک دوستی خالصانه نباشه ٬ هر چیزی که بر پایه محبت به همنوع و غیر همنوع ! نباشه در نظر من از خاکسترهای سیگارهام بی ارزشتره . باور نمیکنی ؟ از این به بعد هر روز به وبلاگم نگاه کن . اگر حرفی زدم که توش اثری از دوستی نبود باز هم بهم ایمیل بزن و بگو که اشتباه میکنم .
من عشقم میکشه که از همین جا به همه سال نو رو تبریک بگم و آرزو کنم که توی سال جدید کشورمون آزاد شه . من عشقم میکشه که در آخرین پست این سال ( فردا میرم مسافرت !! ) از همینجا برای همیشه دنیا از دوگال تشکر کنم و بهش بگم که بخاطر همه چیز ازش ممنونم . که براش به جز خوشی و خوشبختی و آرامش خیال چیزی نمیخوام . من عشقم میکشه که از همین جا اعلام کنم که آهای جماعت وبلاگنویس و وبلاگ خوان دنیا که اینجا رو میخونید ٬ یک لحظه برگردین و نگاه کنین زندگیاتونو . به جز لحظات دوستی خالصانه و عمیقی که تو زندگیتون داشتین ٬ چیز دیگه ای هست که وقتی بهش فکر میکنید لبخند رو لباتون بشینه ؟ آخه من از چی بنویسم که از همین لبخند قشنگتر باشه هوم ؟؟
سال نو همگی مبارک . فالی میگیرم از حافظ و میذارم براتون . به امید آزادی و شادی و عشق .
الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکر زمنقار
سرت سبز و دلت خوش باد جاوید که خوش نقشی نمودی از خط یار
سخن سربسته گفتی با حریفان خدایا زین معما پرده بردار
به روی ما زن از ساغر گلابی که خواب آلوده ایم ای بخت بیدار
چه ره بود این که زد در پرده مطرب که می رقصند با هم مست و هشیار
از آن افیون که ساقی در می افکند حریفان را نه سر ماند نه دستار
سکندر را نمی بخشند آبی به زور و زر میسر نیست این کار
بیا و حال اهل درد بشنو به لفظ اندک و معنی بسیار
بت چینی عدوی دین و دلهاست خداوندا دل و دینم نگهدار
به مستوران مگو اسرار مستی حدیث جان مگو با نقش دیوار
به یمن دولت منصور شاهی علم شد حافظ اندر نظم اشعار
خداوندی بجان بندگان کرد خداوندا ز آفاتش نگه دار
