تبليغاتX
شهر من

شهر من

جایی برای اینکه خودم باشم...


ا ؟ کی برگشتی ؟ هوم ؟ گفته بودم برمیگردی نه ؟ یادت هست یا نه ؟ هوم ؟ فکر میکنم مدتها از آخرین صحبتهامون میگذره . آخرین باری که با من حرف زدی یادته ؟ گفتی اون چیزی که میخواستی من نبودم ؟ میگفتی که تو به من تعهدی نداشتی ؟ حرفهایی که پشت سر من زدی چی ؟ یادت هست ؟

میدونستی من رو تقریبا با انگشت نشون میدن اونهایی که میشناختند من رو ؟ میدونستی که از بس هر جا یه چیزی گفتی من الان توی این شهر هم یک دیوونه م ٬ هم یک فاحشه ٬ هم یک دختر کافر ملحد ؟ یادت رفته که نشستی و تمام جزئیات رابطمون رو همه جا پخش کردی ؟ اینکه من قبلا با هزار نفر دوست بودم ؟ بر فرض که بودم ! اینکه من باکره نبودم ؟ بر فرض که نبودم ! اینکه من دیوانه و روانی بودم ؟ اینکه من مادر تو رو کتک زده بودم ؟ اینکه من نمیذاشتم تو نماز بخونی ؟ اینها رو یادت رفته ؟ هوم ؟ اشکهایی که من ریختم چی ؟ یکسالی که برای تو عوضی ! صبر کردم چی ؟ التماسهام برای اینکه یکبار دیگه به هم فرصت بدیم یکبار دیگه امتحان کنیم چی ؟ هوم ؟ یادت رفته با تمام دوستات صحبت کردم واسه اینکه برت گردونم ؟

اینها رو هم یادت رفته ؟ یادته روز آخر چطور از کنارم گذشتی و رفتی ؟ یادته چطور چشمهای خیس من رو ندیدی و صدای قلب لرزونم رو نشنیدی ؟ یادته چقدر از پله های دادگاهها بالا پائین رفتم چون تو نمیخواستی ادامه بدی ولی قصد طلاق دادن هم نداشتی ؟ هوم ؟ وقتی میرفتی یادته ؟ یادته سرتو گرفتی بالا و حتی یک نگاه هم نکردی ؟ یادته از شبی که توی بیمارستان بودم رفتی و هیچ خبری ازم نگرفتی ؟؟

باز هم چیزی یادت نمیاد ؟ یادته چطور با سنگدلی تمام بعد از سه سال جون کندن توی اون گروه کر گفتی که دیگه نیام ؟ چون تو نمیخواستی ؟ چون تو رهبر اون گروه کر بود ؟ چون من دیوانه وار اون گروه رو دوست داشتم ؟ ولی میدونستی تمام گروه رو راه برده بودم . میدونستی با چه عشقی گروه سوپرانو رو سرپرستی کردم . یادت هست چطور توی گروه همه بچه ها رو پیچوندی که تمامشون با من لج شدن و مدتها باهم قطع رابطه کردن ؟ هوم ؟

حالا اومدی ؟ حالا پیغام و پسغام میفرستی و نگاههای مظلوم به من میکنی ؟ حالا ؟ حالا که مدتهاست حتی به تو فکر هم نکردم ؟ حالا که گروهت از هم پاشیده و بچه ها هم همه برگشتن طرف من ؟ حالا که دیگه اون ابهت رو نداری و همه فهمیدن چرا ترکم کردی ؟ حالا که من هر جا میرم یک سایه شک پشت سرمه ؟ حالا که حرف هیچ کسی رو باور ندارم و اگر "دوگال " نبود تا سالها اعتماد رو یاد نمی گرفتم ؟

برو پسر جان دنبال زندگیت . برو . این دل دیگه جای تو نیست . توی زندگی من هم دیگه واسه تو جایی نیست . چه برای طلب بخشش اومده باشی چه برای شروع دوباره . دیگه نمیشناسمت .

+ پاپ زیاد گوش نمیدم . ولی آهنگ " حالا دیگه دیر شده " جمشید رو خوردم گوش ندادم ! اگر شما هم یک زمانی دیدین یکی که خیلی اذیتتون کرده برگشته اینو گوش بدین . آی می چسبه ! بعدشم اگر یک "دوگال " داشتین که ناجور مهربون بود و هواتون رو داشت بزنین به سیم آخر و آهنگ "صیاد " افتخاری رو هم گوش کنین ! با دو بار ابتذال مبتذل نمیشین ! اعتیاد نیست که ! :)

++  راستی اوضاع دهنم مثل اینکه داره بهتر میشه . دردها سر جاشه فقط خوبیش اینه که دراومدن دونه ها متوقف شده . بازم مرسی از همتون مخصوصا " دوباره از همان خیابانها " که دوا درمونش از همه بهتر جواب داد ! :)

+ تاريخ جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 22:45  توسط کتی  |