مای خوشبخت ما
حالا من کوچولویی شده ست
که حتی توی کوچه ها هم
انگشتهایش را - دوستان کوچکت را -
به هم می فشارد
تا اشکهایش را
آدم بزرگها نبینند
من کوچولوی تو
حالا
تنهای تنها
خاطره های خوب را
قاب میکند و
میزند به دیوار دلش
کاش کسی می فهمید....
حالا من کوچولویی شده ست
که حتی توی کوچه ها هم
انگشتهایش را - دوستان کوچکت را -
به هم می فشارد
تا اشکهایش را
آدم بزرگها نبینند
من کوچولوی تو
حالا
تنهای تنها
خاطره های خوب را
قاب میکند و
میزند به دیوار دلش
کاش کسی می فهمید....
+ تاريخ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 15:54  توسط کتی
|
