تبليغاتX
شهر من

شهر من

جایی برای اینکه خودم باشم...



من کج فکر نمیکنم . آدمها هم هر جور دوست داشته باشند از نظر من باید زندگی کنن مگر به بقیه ضربه بزنن . اما یک چیزی از تو این کله من نمیره بیرون . اون هم اینه که کار بد توجیه نداره .
خیلی نمونه دیدم از زنها و مردهایی که دلایل زیادی برای خیانت به همسرشون داشتن . زنهایی که شاکی بودند از کار زیاد شوهرشون و کم خونه رفتن و مردهایی که شاکی بودند از اینکه زنهاشون بهشون نمیرسن ٬ غر میزنن یا بدبینن . به نظر من اما هیچ چیزی دلیل خیانت نمیشه . اگر کسی مشکلی با زندگیش داره یا مشکلی توی رابطه فعلیش میبینه ٬ فقط در یک حالت خیانت میکنه و اون هم اینه که فوق العاده ترسو و بی عرضه باشه . وگرنه میتونه این رابطه رو تمونم کنه و بعد به فکر یک رابطه دیگه بیفته . یا اینکه مشکلشو به طرف بگه و دوتایی با هم قدم بردارن برای حل مشکل .
آدمهایی که توی یک کار بد خودشون رو مقصر نمیدونن آدمهای ترسویی هستن . همیشه گناه رو به گردن دیگران میندازن و توجیه برای کار خودشون پیدا میکنن .

چند وقت پیش یکی از همین نمونه آقایان توی دوستان به زنش خیانت کرد . هر دوتای اینها پزشک هستند و در حال گرفتن تخصص . آقا برای توجیه کارش ( زن دومی که میخواست بگیره !! ) همه جا گفته بود که زنم مدام مشغول درس خوندنه و از غذا و نظافت توی خونه خبری نیست . بماند که دلایلش هم کاملا احمقانه ست . ( زن میخواسته یا کلفت ؟؟ ) اما باز هم اگر دلایلش منطقی بود دلیل خیانت نمیشد . دلیل جدا شدن میشد ولی اینکه به زنش بگه که یکجاست و جای دیگه باشه ٬ فقط نشون میده خودش آدم ترسوییه . جالب اینجاست که خانمهای توی جمع هم کارشو تایید میکردن و میگفتن عجب زنی !!

نامزد من همیشه کلی دلیل واسه خیانت به من اعلام کرده بود . خیلیها هم حرفش رو قبول داشتند . اما چرا اینجور آدمها از خودشون نمیپرسن که خودشون هم عیب و ایراد دارن . آیا به خاطر ایرادهاشون باید طرفشون بهش خیانت کنه ؟ فکر میکنین اگر نامزدم به من میگفت که از ازدواج با من پشیمون شده من چکار میکردم ؟ خیلی راحت ( نه اینکه ناراحت نشم منظور بدون دردسره ) از زندگیش میرفتم بیرون چون جایی توی زندگیش نداشتم . بعد هر تصمیمی میخواست راجع به زندگیش میگرفت . چه دلیلی داشت که به من دروغ بگه و خیانت کنه ؟؟

یکی از دوستانم میگفت اگر اون به تو خیانت کرده ۴۰ ٪ تقصیر تو بوده . من ایرادهای خودم رو قبول دارم . قبول دارم که آدم فوق العاده حساسی هستم و همونقدر که خودم نگرانم که بقیه رو ناراحت نکنم به همون راحتی هم ناراحت میشم . تمام ایرادهای خودم رو قبول دارم . اما به نظر من خیانت اون ربطی به من نداره . اگر من بهترین هم بودم اون این کار رو میکرد . چطور که من هم شاید دلایل زیادی واسه خیانت داشتم چرا خیانت نمیکردم ؟؟

سرتون رو درد نیارم . روابط آدمها این روزها خیلی پیچیده شده . شاید فکرم درست نباشه اما خودم توی یک رابطه اگر از چیزی ناراضی باشم به طرفم میفهمونم و در نهایت ازش جدا میشم . اما اینکه بخوام بهش دروغ بگم برام غیرقابل تصوره . کاش آدمها یادشون میموند که دنیا خیلی بی ارزشه و ارزش دروغ گفتن و فیلم در آوردن رو نداره .

+ تاريخ جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 1:18  توسط کتی  |