قبل از همه چیز بگم دوگی از همه اونهایی که واسش تبریک زده بودند کلی تشکر کرد و با همشون چاق سلامتی کرد و یک ماچ آبدار واسه همه فرستاد ( از لپ مبارک !! )
همه چیز خوب پیش رفت . خریدها رو به سرعت انجام دادم . سالاد مخصوصی که یاد داشتم با کمک پریسا درست کردم . خونه رو خوشگل کردم و چند ساعت رو در کنار دوستانی که دوست داشتم و دوگی عزیزم لذت بردم .
مثل مادری که از تولد بچه ش خوشحال باشه از شادی دوگی ذوق کردم . از اینکه کادوها رو بامزه و با کنجکاوی مثل پسربچه ها باز میکرد . از اینکه سعی میکرد کاری کنه که به همه خوش بگذره . فقط جای دو تا از دوستام نافرم خالی بود . همه یه احساس عجیبی داشتیم . انگار همه میدونستیم که این شب هیچوقت برنمیگرده . که زندگی بدجوری تند میتازه و ما رو پشت لحظه ها جا میذاره .
و اما کادو . من از بچگی عشق کادو خریدن دارم . یادمه وقتی بچه بودم با پولهای خودم کاغذ کادو میخریدم و یک مداد یا پاک کن رو میپیچیدم و هدیه میدادم به هر کی دم دستم میومد !
واسه دوگی اول از همه کتابی خریدم که تمام اشعار شاملو رو داره (دفتر یکم ) . یک بلوز کرم خریدم که کلی بهش میاد و یک ست شمع و کف وان و خوشبو کننده وان ( دوگی جونم مثل خودم شمع و عطر خیلی دوست داره ) آخر سر هم یک کارت بامزه که کلی توش چرت و پرت واسش نوشتم . کیکمون خیلی قشنگ بود و خوشمزه . من که کلی خوردم . دوگی بهم قول داده از تو عکسا اگه یکی بود که کیفیتش خوب بود عکس کیکمون رو بده تا واستون بذارم و ببینین .
راستی شما حتما همه واژه های لوسی مثل زن ذلیل و شوهر ذلیل و اینها رو شنیدین . به نظر من این مسخره ترین حرفیه که میشه زد تا بین دو نفر آدم که به نظرات هم احترام میذارن رو به هم زد . هیچ کسی از آدم دیگه ای نمیترسه و اگر کسی به حرف کسی دیگه گوش میکنه تنها دلیلش اینه که واسه نظر و عقیده طرف احترام قائله . این روزها هر جا که صحبت از خودمون میکنم همه به من و دوگی همینها رو میگن . من با شوخی میونه ام خیلی خوبه ولی این یکی رو وقتی واقعا به اون معنی باشه نیستم . فقط تو ذهنم مردهایی تداعی میشن که دوست دارن در عین آزادی که خودشون دارن طرفشون رو محدود کنن . مردهایی که دوست دارن به دوستاشون بگن که زنشون ازشون حرف شنویی داره . مردهایی که از حرف همنوع خودشون میترسن . مگه تو دوست داشتن و عشق این حرفها هست ؟؟
+ تاريخ چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 10:55  توسط کتی
|
