تبليغاتX
شهر من

شهر من

جایی برای اینکه خودم باشم...


خوب بلوط جان فکر کنم نوبت من رسیده که شخص شخیص خودم رو معرفی کنم و خوبیها و بدیهامو بگم . البته در جریان هستین که بعضی خصوصیتها از دید بعضیها مثبت و بعضیها منفی هستن . ولی خوب بدم نیستا باعث میشه آدم عیبهای خودش رو پیدا کنه . از یک کنار مینویسم مشتری شین  ! مشخصه که اینا تنها تعدادی از کشفیات من راجع به خودم هستن .

۱. قضاوت نمیکنم . تا زمانی که بدی و خوبی چیزی بهم ثابت نشه راجع بهش نظر نمیدم .

۲. عاشق یاد گرفتنم  و کارم . از یاد گرفتن هر چیزی که باشه خسته نمیشم .

۳. همیشه دنبال چیزهای جدید و غیر تکراریم . شاید بخاطر همینه که تحمل یه زندگی معمولی رو ندارم . از تکرار بدم میاد. همیشه خدا همه چیز رو به دلخواه خودم عوض میکنم .

۴. آقا جان من اراده غذا نخوردن ندارم . هی میخورم میخورم خوب که تپل شدم یادم میفته باید لاغر بشم . باز دوباره روز از نو روزی از نو . اصلا خیلی هم لاغر بشم بازم تپلم . گارفیلد یادتونه ؟ اینا همه ماهیچه س ! آخه من چطوری از کیک و شیرینی و اینا بگذرم ؟ هوم ؟ خوب شکمو ام دیگه !

۵. اینم به شماره ۳ برمیگرده . از جلوی یک مغازه رد میشم . عاشق یک جفت کفش صورتی یا یک کیف خوشگل میشه. فرض کنیم که اونا رو بخرم . دو سه روز اول از بس ذوق دارم هی اونا رو استفاده میکنم ولی وای به روزی که یک هفته بگذره ! کفشهای نازنین و کیف میرن توی کمد و دیگه در نمیان . مگه یک سال دیگه که یادم بیفته واییی چقدر اینا قشنگ بودن ! البته این فقط در مورد اشیاء هست نه انسانها .

۶. پول تو کیف ٬ جیب و حساب بانکیم سنگینی میکنه . آی بدم میاد از این اخلاق . مامانم میگه یه جور خرج میکنی انگار میلیاردری ! همیشه یه جوری خرج میکنم که گاهی تو کیفم هیچی پول نمیمونه . تازه کم کم دارم یک کم یاد میگیرم که بابام جان پول علف خرس نیست !

۷. من رئیس و بالاتر و باکلاستر و پولدارتر و خوشگل تر و خوش تیپ تر و اینا سرم نمیشه . شاید باورتون نشه ولی من با رئیس دانشگاه هم مثل دوستام رفتار میکنم . نمیدونم چرا تو کتم نمیره که باید رفتارم فرق کنه ! البته سر این موضوع خیلی وقتها مشکل پیش اومده ولی ناراضی نیستم . شاید دلیل اینکه این همه دوست دارم همینه . که حتی با مدیر آموزشی محل کارم ٬ با رئیس دانشگاهی که کار میکنم ٬ با آدمهایی که فوق العاده از من پولدارترن دوست شدم همینه . ظاهرم یک شکله و راحتم . حتی اگه به مجلل ترین مهمونی هم دعوت بشم خودم رو اذیت نمیکنم . همینه که هست داداش !!

۸. گاهی وقتا انقدر بداخلاق میشم که خودم هم از خودم میترسم . این اتفاق بیشتر وقتی میفته که کسی که ازش انتظار نداشتم باهم برخورد بدی بکنه . با صد من عسل هم نمیشه منو خورد . در اینجور موارد بهتره گورمو گم کنم یه گوشه بشینم تا اوضاع روبراه بشه . توی این دوران هر کسی با من درافتاد ور افتاد . خیلی هم سعی کردم خودم رو عوض کنم ولی نمیشه .

۹. بدون اینکه به مذهب و مکتب خاصی اعتقاد داشته باشم به اخلاق و استانداردهای خودم پابندم . به وفاداری ٬ دروغ نگفتن ٬ خیانت نکردن و خیلی چیزهای دیگه . دوستانم به من اعتماد صد در صد دارن و امین همشون هستم . ادعا نمیکنم که در این مورد خیلی آدم خوب و خاصی هستم ولی کسانی که منو میشناسند میدونند که بهشون دروغ نمیگم ٬ بدیشونو نمیخوام و بهشون خیانت نیمکنم .

۱۰ . فوق العاده پرتوقعم . اگر فداکاری برای کسی انجام بدم و اون در همون شرایط این کار رو نکنه زندگی خودم رو میبرم زیر سوال . این مورد رو خیلی تلاش کردم که عوض کنم خودم رو . یعنی از چیزهاییه که ماههاست دارم روش کار میکنم . باید سطح توقعم رو از ملت بیارم پائین . طلب باباتو که نداری دختر !! دلیل نمیشه هر فداکاری تو انجام میدی منتظر جوابش باشی .

۱۱. به راحتی میبخشم . اصلا انگار نه انگار که طرف پشت سر من انقدر حرف زده و اذیتم کرده و دلم رو شکونده . کافیه یه ببخشید ساده بگه تا من همه اونها رو فراموش کنم . تنها موردی که محاله بتونم فراموش کنم خیانته .

۱۲. از نظر من هیچ چیزی غیرممکن نیست . همیشه هدفهای بالا داشتم و بهشون تا حدودی رسیدم . همیشه به دنبال زندگی بودم که از نظر همه خنده دار و دور از ذهنه . اما میدونم که هر چیزی ممکنه . فقط آدم باید بهش فکر کنه و رد نکنه .

۱۳. اگر در بدترین حالت دنیا باشم و از همه دنیا سیر باشم کافیه یه گربه ببینم . غش غش میخندم و دنبالش میدوم و قربون صدقش میرم . راه عبور به دنیای من از مسیریه پر از گربه های لوس و تپل و گل باقالی . ( الان که دارم مینویسم دلم غش رفت مخصوصا وقتی که خرخر میکنن ..... )

۱۴. معلم خوبیم . عاشق شاگردامم و صبر و تحملم اندازه نداره . شیطنتهاشونو درک میکنم و باهاشون همبازی میشم . میخواد بچه های کوچولوی ترم ۱ زبان باشن میخواد بچه های دانشگاه . به درست درس دادن و درست رفتار کردن باهاشون اعتقاد دارم . حتی اونهایی که ۴۰ سالشونه بنظرم مثل بچه های خودم میمونن ! همیشه احساس میکنم مادرشونم !

۱۵. حتما خودتون به این نتیجه رسیدین که من چقدر پرچونه تشریف دارم !!

فعلا همينا رو داشته باشين تا بقيه يادم بياد . حالا كه نوشتم ميبينم هنوز خيلي كوچيكم . خيلي ...

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 13:35  توسط کتی  |