تبليغاتX
شهر من

شهر من

جایی برای اینکه خودم باشم...


وای از وقتی که نباشی
وای از وقتی که من باشم و
تو نباشی
وای
که بادبادک باشه و حوض کاشی
نی نی نگات باشه و کوه آخر جاده
صدای کلاویه آخر باشه و انگشت من
عشق باشه و
تو نباشی

وای
وای از وقتی که
دنیا بد باشه
پچپچه جنگ باشه
یا نجوای فاصله
هوای آغوشت باشه
دل کوچولوی من باشه و
تو نباشی
وای

نفست باشه اینجا
جنازه کوچولوها اونجا
صدای بمب اینور و
صدای تانک اونور
خون مردم قرمز باشه و
دلاشون بیرنگ
دود بپیچه
قلب ماهی بترکه
خرگوشا دق کنن
سیارک ۱۱۲ بچرخه
من لبخند بزنم
دل تو اهلی باشه
اما
تو
تو
خود تو نباشی
وای

+ تاريخ جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 1:39  توسط کتی  |