تبليغاتX
شهر من

شهر من

جایی برای اینکه خودم باشم...



دلم گوگوش میخواد. دلم میخواد ساعتها بشینم و با گوگوش بخونم. ساعتها و ساعتها.

کسی از تنهائیم نجاتم نمیده. دلم گوگوش میخواد. یادته چقدر با هم میخوندیم؟

دلم خیلی خیلی گوگوش میخواد. ساعتهای متمادی.

 

ما دو تا ماهی بودیم
توی دریای کبود
خالی از اشکای شور
از غم بود و نبود
پولکامون رنگارنگ
روزامون خوب و قشنگ
آسمونمون یکی
خونمون یه قلوه سنگ

خندمون موجا رو تا ابرا میبرد
وقتی غمگین بودم اون غصه میخورد
تورای ماهیگیرا وا نمیشد
عاشقی تو دریا تنها نمیشد

خوابمون مثل صدف
پر مروارید نور
پر شد این قصه ما
توی دریاهای دور

همیشه تک میزدیم
به حبابای درشت
تا که مرغ ماهیخوار
اومد و جفتمو کشت
دلش آتیش بگیره
دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه
سایش افتاده رو آب

بعد ما نوبت جفتای دیگه س
روز مرگ زشت عشقای دیگه س
ای خدا کاری نکن یادش بره
که یه ماهی این پائین منتظره

نمیخوام تنها باشم
ماهی دریا باشم
دوست دارم که بعد از این
توی قصه ها باشم

+ تاريخ یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 16:31  توسط کتی  |