تبليغاتX
شهر من

شهر من

جایی برای اینکه خودم باشم...



پر میشوم و خالی. بالا میروم و پائین می آیم. تا خرخره در کار فرو رفته ام. صبح تا شب. هر چه بیشتر فرو میروم بیشتر پر میشوم. آرزوهای دور و درازی دارم که میدانم روزی به آنها میرسم و از چشم بقیه چقدر کوچکند.

ته ته دلم مثل خبر بهار و نوروز کسی میگوید که خوشبختی و آرامش می آید و گاهی احساسی همان ته از تنهایی میترساندم.

چقدر فرصت زندگی کم شده این روزها .....

+ تاريخ جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 22:30  توسط کتی  |