تبليغاتX
شهر من

شهر من

جایی برای اینکه خودم باشم...



شما :

قابل توجه دوستانی که تمایل دارن بیان و دور هم جمع بشیم :

۱. هر کسی از هر جای دنیا میتونه بیاد. هدف من صرفا اینه که دور هم باشیم و از هم خیلی دور نباشیم. آقایون و خانمها هم تو رو خدا مثل جمهوری اسلامی خودتونو از هم جدا نکنین. وقتی میگم بیائین یعنی پاشین بیائین دیگه.

۲. به خاطر اینکه فرصت برنامه ریزی باشه تصمیم گرفتیم که قرار پنج شنبه هفته بعد ساعت ۶ یا ۷ یا همین حدودها باشه. اگر کسی میخواد بیاد لطفا به من ایمیل بزنه که دستم بیاد چند نفریم و بتونم با همفکری خودتون یه جای خوب و مناسب رو پیدا کنم.

۳. به دلیل نکات امنیتی فقط با ایمیل بهتون خبر میدم!!! پس لطفا حتما توی ایمیلی که به من میزنید اسم وبلاگتونم بگین که من بیام و چک کنم ببینم ایمیل خودتونه یا نه ! چه کنیم دیگه مملکت گل و بلبله دیگه.

۴. همونطور که گفتم تنها هدفم اینه که از هم دور نباشیم پس اگه پیشنهادی به ذهنتون میرسه بگین.


خودم :

نگرانم. نگران خودم و این پوسته کلفت که دارم دور خودم میپیچم. این دیواری که دور خودم میکشم و شکل یه زندانه و هر کسی که میاد فقط از پنجره و لابلای میله هاش نگاهش میکنم. نگران دلم که انقدر به این ور و اون ور خودشو میکوبونه که دوباره شروع کنه که دوباره نفس بکشه و من که مقاومت میکنم و مثل آدم بزرگها بهش لبخند میزنم. نگران این ترسها و تاریکیها. نگران این عدم اعتماد به هر چیزی که شروع میشه به هر رابطه ای که به هر عنوان شروع میشه. نگران اینکه نکنه باید تا آخر عمر امید رو به زور به خورد خودم بدم. که همه چیز رو راحت حل میکنم و توی روابطم همیشه گیرم.

بدون شک اگه خدا بخواد هدیه ای به من بده اینه که یه بار دیگه فرصت عاشق شدن رو بهم بده. یه عشق واقعی و بدون پایان. یه عشق سازنده و پر از حرکت و آدمی که رنگ و بوی عاشقی رو بدونه. مطمئنم که لیاقت این عشق رو دارم. اما میترسم خیلی دیر بشه. اینو بدون تعارف میگم. میترسم خیلی دیر بشه و یه روز بگم از ما گذشته که عاشقی کنیم ...

پ.ن. اخبار  رو که حتما دارین ؟ 

 

+ تاريخ دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 2:54  توسط کتی  |