زردها بيهوده قرمز نشدند
قرمزي رنگ نينداخته بيهوده بر ديوار
صبح پيدا شده اما
آسمان پيدا نيست
صبح پيدا شده اما
آسمان پيدا نيست
گرته روشني مرده برفي
همه كارش آشوب
بر سر شيشه هر پنجره
بگرفته قرار
من دلم سخت گرفته ست از اين
ميهمان خانه مهمان كش روزش تاريك
كه به جان هم نشناخته
انداخته ست
چند تن خواب آلود
چند تن ناهموار
چند تن ناهشيار
كه به جان هم نشناخته
انداخته ست
چند تن خواب آلود
مشتي ناهموار
چند تن ناهشيار
چند تن خواب آلود
نيما يوشيج
+ تاريخ پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 15:22  توسط کتی
|
